![]() |
![]() |
|
| شعر وشعر |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و نهم خرداد 1390ساعت 8:14 توسط مهتاب رشیدیان |
|
|
پایانامه را اینجا بخوانید
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هشتم خرداد 1390ساعت 12:58 توسط مهتاب رشیدیان |
|
|
مانیفستی برای دنیاپست مدرن وشعر
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه چهاردهم اردیبهشت 1390ساعت 8:3 توسط مهتاب رشیدیان |
|
|
با مانجی یک روز ماندم که تنها نباشم مثل روزی که تنها بودم کسانی دیگر هم بودند که به من توجهی نداشتن من این مانجی را نمی خواهم گفت : برو گوگل بگرد گشتم ندیدم که مانجی بیاید که از آن یک دلسیر ببینم صداها مملو از من بود یهودی منوهین را کشف کردم . |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و پنجم دی 1389ساعت 14:2 توسط مهتاب رشیدیان |
|
|
سکانس اول سه دختر و دکتر فرهنگ
کمی نخاع گربه وهمسر دکتر فرهنگ پیچیده به استحاله نان پرچم زخم بفرمائید این هم سر به دار دکتر فرهنگ همیشه هگل شکل کلی بابا بود شال و کلاه و عینک و دفتر دکتر فرهنگ شنل گوگول پرچم روی نانوا صای گوگوش ترانه دفتر دکتر فرهنگ پدر از پرچمی که روی نانواست دانستم سکانس دوم وطن در خطر دکتر فرهنگ این غزل 1382 آبانماه نوشته شد که قبلن در سایت استفراغ زده بودم که حک شد |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و هفتم آبان 1389ساعت 9:57 توسط مهتاب رشیدیان |
|
|
دوست پسرم تهران
کمی کوروش ونفت دوست دارم کمی کوروش نفت...... این مجموعه شامل ۲۰ شعر کوتاه و یک منظومه بلند است. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و سوم آبان 1389ساعت 8:1 توسط مهتاب رشیدیان |
|
|
یک اندام سایه دار روی دیوار بود که به گربه توی راهرو هیچ علاقه ئی. نشان نداد پیرامونش با من نبود رو به من بود
|
|
+ نوشته شده در
شنبه سوم مهر 1389ساعت 13:22 توسط مهتاب رشیدیان |
|
|
رباعی
یکتایی: ملوسینا رباعی می شود رباعی می شود وقورباغه ها را به جای گوشهایش می گذارد ملوسینا توی میدا آزادی این قورباغه ها را پیدا کرد .آنها را دید خیال کرد آشنا هستند یادم نبود : آنها خواهر وبرادرم بودند که ازمن جامانده بودند او آنها را دید خیال کرد آشنا هستند بعد یادش آمدکه آنها نبودند من هم نبودم
خانوادگی :
کم کم توی آزمایشگاه عکس جمجمه اش را گرفت : یک دوجنسی شاگال ملوسینا این رباعی را دوست داشت خودشو دوتا بچه اش خودش بعد یک عکس گرفت :خودشو دوتا بچه اش و خودش بعد منو برهنه کرد و یک موجود ژنتیکی _ اسمش ملوسینا یا همان قورباغه است که از مغزم بیرون آمد توی آزمایشگاه گفتند : این چهارمی را دوست دارد .
روشنفکری: ما رفتیم کلانتری وگفتیم : ما روشنفکریم لطفآما را دستبند بزنید گفت : ده سال زندانیم کن تا بعد تزمو بنویسم ملوسینا نوشته ام که میخوام ده سال زندانی باشم بعد جرممو انجام بدم
آخر هفته : ملوسینا آنشب توی بایندریها بود حس کرد کسی از او رد شد یعنی چیزی بود مثل دانشگاه تهران که حالااو خیال کرده است مرده است بعد ترافیک را ادامه داد آنشبها کوی دانشگاه امپرسیونیسمی بود ، چند تا از ما بود من هم بودم با همدیگر شعر خواندیم بعد به خیابان پروانه رفت رباعی را آنجا جا گذاشتم حس کردم رباعی از اورد شد.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هفتم شهریور 1389ساعت 11:55 توسط مهتاب رشیدیان |
|
|
سگ تا اطاع ثانوی بزودی چاپ میشود
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و پنجم شهریور 1389ساعت 12:22 توسط مهتاب رشیدیان |
|
|
مناجاتنامه کتاب دوم مهتاب رشیدیان
شاه دل بزودی در انتشارات آرویج به چاب میشود |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و یکم شهریور 1389ساعت 11:49 توسط مهتاب رشیدیان |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| پیوندهای روزانه |
|
نقد دازاین در والس مناجاتنامه شرق قبل از مصرف خوب تکان دهید مهدی فرجی آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
خرداد 1390 اردیبهشت 1390 دی 1389 آبان 1389 مهر 1389 شهریور 1389 خرداد 1389 |
|
RSS
|